The Persian Translation of “Labyrinth” a poem by Jan Harper

Note: My sincere appreciation to Jan Harper for letting me translate her lovely poem to the sweet language, Farsi (Persian).

labyrinth

memory has many rooms

and many rooms have many doors

and many people come and go

and go and come through doors and rooms

 

and if each door should have its key

each key sat neatly in its lock

how many hands would turn those keys

to lock the doors of memory

 

how many hands would take those keys

the keys to rooms with doors now locked

how many then would keep those keys

how many keys would then be lost

 

the memory has many rooms

and many doors though some are locked

memory hides some things away

and doors stayed closed although we knock

هزار تو

حافظه هزاران اتاق دارد

و هزاران اتاق، دربهای بسیاری دارند

و چه بسیار مردمان می آیند و می روند

هزاران برو و بیا از اتاقها و دربها

و اگر هر درب کلید خود را می داشت

و هر کلید به تمیزی در قفلش جای می گرفت،

چندین دست باید این کلیدها را می چرخاندند

 تا دربهای حافظه را قفل کنند؟

چندین دست آن کلیدها را می بردند؟

کلید های اتاقهایی با دربهای قفل شده را

چند نفر ممکن بود این کلید ها را نگاه دارند؟

چند کلید پس از آن ممکن بود گم شود؟

حافظه هزاران اتاق دارد

و دربهای بسیاری، هرچند برخی از آنها قفل شده اند

حافظه چیزهایی را مخفی کرده است

و دربها، بسته باقی می مانند، گرچه ما همچنان در می زنیم